۱۳۹۶ مهر ۲۳, یکشنبه

آی‌خانم

از: دانشنامه‌ی آریانا

آی‌خانم


فهرست مندرجات
پایگاه‌های باستان‌شناسیاستان تخار

آی‌خانم (به انگلیسی: Ai-Khanoum)، یک پایگاه باستانی و تپه نسبتاً همواری است که بر بالای بلندی در تقاطع رود آمودریا و کوکچه در شمال افغانستان، در قریه آی‌خانم، در شهرستان دشت قلعه استان تخار موقعیت دارد. گفته می‌شود این شهر افسانه‌ای، احتمالاً همان اسکندریه بر آمودریا (Alexandria on the Oxus) است، که توسط اسکندر مقدونی آباد شده و حتی سنگ بنای آن را نیز اسکندر، کار گذاشته است. این سنگ، اکنون در موزه کابل نگهداری می‌شود و قدمت آن به حدود سیصد سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. با این حال، این سنگ بنا، تنها چیزی در جهان کنونی است که اسکندر قطعاً آن را لمس کرده‌ است.


واژه‌شناسی

آی‌خانم که در زبان انگلیسی به‌صورت‌های Aï Khānum ،Ai-Khanoum و هم‌چنین Ay Khanum نگاشته شده است، در واقع واژه‌ی ازبکی به‌معنای «مه‌بانو» است. این‌که این نام، در چه زمانی و توسط چه کسی، بر این ناحیه‌ی باستانی گذاشته شده است، مشخص نیست. به‌نظر می‌رسد که آی‌خانم برگرفته از نام روستایی است که این پایگاه باستانی در آن موقعیت دارد.


موقعیت جغرافیایی

پایگاه باستانی آی‌خانم، که در واقع یک شهر یونانی بود، با مختصات جغرافیایی ٣٧°۱٠′۱٠″ شمالی ٦۹°٣٠′٢٣″ شرقی، در محل پیوندگاه آمودریا و رود کوکچه در نزدیکی خواجه غار، در حدود ۱۰۰ کیلومتری شمال‌شرق شهر قندوز، روی تپه نسبتاً هموار بر بالای بلندی، در شهرستان دشت قلعه، در نزدیکی شهر تالُقان مرکز استان تخار کشور افغانستان قرار دارد.

در گذشته، این محل باستانی شامل سه ناحیه‌ی بزرگ بود: پایین‌حصار (پایین‌شهر)، بالاحصار (بالاشهر) و ارگ یا قلعه. احمدعلی کهزاد می‌نویسد:

    پایین‌حصار، که بخش هموار شهر را شکل می‌داد، از شمال به جنوب در کرانه‌های جریان آب پنج (آمودریا) گسترده است و جاده‌ی عمومی که به‌فاصله‌ی نیم کیلومتری مسیر رودخانه موازی با جریان آن سراسر شهر را از شمال‌شرق به جنوب‌غرب می‌پیماید، ۱٧٠٠ متر طول دارد. دروازه‌ی بزرگ شهر در آغاز همین جاده تقریباً در اواسط دیوار مستحکم قرار دارد. خارج حصار شهر، امتداد این جاده که راه قدیمی شهر بوده، از میان کشت‌زارها می‌گذشت که تعیین مسیر آن از محور دروازه‌ی بزرگ تا حدی کار دشوار نیست.

    بالاحصار، که آن‌هم نظر به وضعیت عمومی شهر شکل مثلثی داشت، روی تپه ساخته شده بود و ارتفاع بلندترین نقطه‌ای آن از سطح زمین اطراف آن به ۵٠ متر می‌رسید. یک دروازه‌ی فرعی در منتها الیه شمال‌شرقی تپه‌ی بالاحصار کشیده شده بود و راهی از همین دروازه از جاده‌ی عمومی به بالاحصا صعود می‌کرد.

    ارگ یا قلعه، در بلندترین نقطه‌ی تپه در زاویه‌ی جنوب‌غربی به‌شکل نیم‌دائره، ساحه را به‌قطر ۴٠٠ متر فرا گرفته بود و بر تمام شهر و جلگه‌های مجاور و مسیر رودخانه‌ها حاکم بود.

از نظر استراتژیک، این شهر از چند لحاظ بسیار اهمیت داشت. نخست، به‌سبب این‌که به‌راحتی توسط آمودریا (Oxus) آبیاری می‌شد، دارای پتانسیل کشاورزی فراوان بود. دو دیگر، در پیرامون آن تا سلسله‌کوه‌های هندوکش، مواد معدنی بسیار وجود داشت، به‌ویژه یاقوت سرخ (Rubies) یا لعل بدخشان و طلای آن شهرت زیاد داشت. از این‌ها گذشته، این شهر، برخوردگاه (محل تقاطع) سرزمین باختر (بلخ) با سرزمین‌های شمالی بود که قبایل کوچ‌نشین آن‌ها را در اختیار داشتند و در نهایت راه ارتباطی تجارت با امپراتوری چین بود. از سوی دیگر، در نزدیکی هند باستان واقع بود، که به‌سادگی با شبه‌قاره‌ی هند ارتباط برقرار می‌کرد.


پیشینه‌ی تاریخی



[] يادداشت‌ها




[] پيوست‌ها


...


[] پی‌نوشت‌ها

...


[] جُستارهای وابسته






[] سرچشمه‌ها







[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]

رده‌ها │ باستان‌شناسی │ پایگاه‌های باستان‌شناسی │ پایگاه‌های باستان‌شناسی افغانستان