۱۳۹۲ دی ۷, شنبه

نقش سکس در جنگ‌های اعراب

از: عبدالشهید ثاقب

تاریخ سکس در جهان

نقش سکس در جنگ‌های اعراب


جهاد نکاح

برخی از زنان خودشان را برای رابطه جنسی در اختیار پیکارجویان داعش قرار می‌دهند.

جهاد نکاح (به عربی: جهاد المناكحة) یا جهاد جنسی (به انگلیسی: Sexual jihad)، یک نام مستعار برای رابطه‌ی جنسی دگرجنس‌گرایی در چارچوب جهاد است و اشاره به رابطه‌ی جنسی جهادی‌ها با بانوانی دارد که به زور و اجبار، و یا به میل خود، برای رفع نیازهای جنسی مردان مجاهد اقدام می‌کنند.

این پدیده، یک موضوع بحث‌برانگیزی است که گفته می‌شود یک فتوای جهادی است که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۳ میلادی، با فتوای شیخ محمد عریفی آغاز شد و در جریان جنگ داخلی سوریه در فضای رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی وابسته به نظام سوریه در اینترنت منتشر گردید. اما این موضوع از طرف عریفی تکذیب شد و عنوان کرد که این فتوا از انسان عاقل صادر نمی‌شود و گفت که توئیترش هک شده است.

با این حال، رسانه‌های ایران و وابسته به نظام سوریه گفته‌اند که در این جهاد از زنان و دختران خواسته شده تا نیازهای جنسی مجاهدان در سوریه را برآورده سازند؛ و آن‌ها می‌توانند برای کمک به جهادگران در سوریه یا کسانی که علیه نظام بشار اسد قیام مسلحانه کرده‌اند به سوریه بروند و با ازدواج ساعتی با آن‌ها راه بهشت را برای خودشان هموار کنند. لطفی بن جدو، وزیر کشور تونس اعلام کرد که برخی از زنان تونسی برای رفع نیازهای جنسی مخالفان مسلح به سوریه می‌روند. حتی سابینا سلیموویک (Sabina Selimovic) و سامرا کسینویک (Samra Kesinovic) دو دختر اتریشی هستند که در سوریه توسط اسلام‌گرایان حامله شده‌اند. در دسامبر ۲۰۱۵، یک زن تونسی که از داعش گریخته بود به نشریه سان گفت که او و کسینویچ در خانه‌ای در سوریه برای بهره‌گیری جنسی توسط جهادگران نگهداری می‌شدند. از آنان برای خدمت جنسی به نیروهای تازه داعشی استفاده می‌شده است.

از روزی که دختران زیر سن ۱۶ و ۱۸ تونسی به‌دعوت یکی از رهبران مذهبی سلفی، خانه و کاشانه‌ی‌شان را ترک گفته و به سوریه رفته‌اند تا «جهاد النکاح» بکنند، برخی‌ها این پدیده را بدعتی تازه در جهان اسلام دانسته و به‌شدت علیه آن موضع‌گیری کرده‌اند.

تعداد زیادی از دختران جوان کشورهای عربی خصوصاً تونس، با سفر به سوریه و پیوستن به تروریست‌های القاعده، روزانه بارها و بارها نیازهای جنسی شورشیان القاعده و سربازان ارتش آزاد که بر ضد بشار اسد می‌جنگند را برآورده کرده‌اند.

برخی از این دختران با شکم حامله به دامان خانواده‌های‌‌شان برگشته‌اند و این مسئله، بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای داشته است.

موضع‌گیری فرهنگیان ما در افغانستان، علیه این سنت ارتجاعی یک امر پسندیده است، اما تازه خواندن آن ناشی از ناآگاهی تاریخی ما می‌باشد.

واقعیت این است که اگر اندکی عمیق‌تر نگاه کنیم، خواهیم دید که سکس و انگیزه‌های سکسی نه در تنها جنگ سوریه، بل در بیش‌تر لشکرکشی‌های اعراب نقش مهمی داشته است. تاریخ اعراب به‌صراحت نشان می‌دهد که یکی از انگیزه‌های آن‌ها برای جنگ و لشکرکشی در درازنای تاریخ، دست یافتن به زنان پری پیکر و ارضای غریزه‌ی جنسی‌شان می‌باشد. آن‌ها همواره با همدیگر می‌جنگیده‌اند و علیه یک‌دیگر لشکرکشی می‌کرده‌‌اند تا در کنار سایرِ غنایم، زنان و دخترانِ ماه‌رو را نیز به اسارت در آورند.


وأد

یکی از دردناک‌ترین و وحشیانه‌ترین پدیده‌های عصر جاهلیت عرب، پدیده‌ی «وأد» است که در قرآن مجید نیز به آن اشاره شده است.

مورخان می‌نویسند که در روزگار جاهلیت عرب، هنگامی‌که وقت وضع حمل زن فرا می‌رسید، حفره‌ای در زمین حفر می‌کرد و بالای آن می‌نشست، اگر نوزاد دختر می‌بود، آن‌را در میان حفره پرتاب می‌کرد، و اگر پسر می‌بود، آن‌را نگه‌ می‌داشت. یکی از شعرای آن‌ها در همین زمینه با افتخار می‌گوید:

    سمیتها اذا ولدت تموت
    والقبر صهر ضامن ذمیت

گرچه بعضی معتقدند که این کار در همه قبایل عرب عمومیت نداشت، بلکه تنها در میان قبیله «کنده» (یا بعضی از قبایل دیگر) بوده است، ولی مسلماً مسأله نادری نیز محسوب نمی‌شده، و گرنه قرآن عظیم‌الشان با این تأکید روی آن صحبت نمی‌کرد. به‌هر حال، اکثر مفسرین و مورخین به این عقیده‌اند که یکی از عوامل پیدایش این جنایت، همین جنگ‌های قبیله‌ای بود که در آن‌ها بیش‌تر زنان به اسارت در می‌آمدند. اعراب دختران‌شان را زنده به گور می‌کردند به‌خاطری که فکر می‌کردند ممکن است در جنگ‌های فراوان قبیله‌ای دختران‌شان به اسارت درآیند و به اصطلاح، نوامیس آن‌ها به‌دست بیگانگان بیفتد و از این راه لکه ننگی بر دامن‌شان بنشیند.

صاحب تفسیر نمونه در این باره چنین می‌نویسد: «عامل پیدایش این جنایت، امور مختلفی بوده است از جمله:

عدم ارزش زن به‌عنوان یک انسان در جامعه جاهلی، مسأله فقر شدید که بر آن جامعه حاکم بوده، مخصوصاً با توجه به این‌که دختران همانند پسران قادر بر تولید اقتصادی نبودند، و در غارتگری‌ها شرکت نداشتند؛ همچنین این فکر که در جنگ‌های فراوان قبیله‌ای آن‌روز، ممکن بود دختران به اسارت در آیند و به اصطلاح نوامیس آن‌ها به‌دست بیگانگان بیفتد و از این راه لکه ننگی بر دامن‌شان بنشیند، در این کار بی‌اثر نبود.»


جهادگرایان عرب و انگیزه‌های سکسی

با ظهور دین مبین اسلام در شبه قاره‌ی عربستان، اگرچه دین مبین اسلام جنگ‌جویان مسلمان را از تجاوز به زن و ناموس مردم نهی کرده و در عوض برای‌شان وعده‌ی ده‌ها حور و غلمان در بهشت را داد، اما طوری که دیده می‌شود این وعده‌ها نیز در میان برخی اعراب مؤثر نیفتاده و آن‌ها هر جایی‌که رسیدند تلاش کردند تا دولت نقد را از دست نداده و از حور و غلمان این دنیا لذت ببرند.

تاریخ گواهی می‌دهد اعرابی که در صدر اسلام به خراسان لشکرکشی نمودند دختران بی‌شماری را از این‌جا با خود به اسارت بردند. گفته می‌شود که مادر مامون، خلیفه عباسی، دختری بود که از خراسان به اسارت برده شده بود.

هم‌چنان گفته می‌شود در دوران جهاد افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی، اعرابی که برای جهاد آمده بودند بعضاً چشم به زنان دوخته و منتظر مفتی بودند که فتوای اسارت آنان را صادر کند. می‌گویند تنها بحث فقهی که در میان چهره‌های جهادی عرب‌زبان در پیشاور بارها مطرح گردید مناقشه بر سر اسیران حکومت کابل بود که آیا مانند صدر اسلام می‌توان زنان‌شان را نیز کنیز گرفت یا باید برخورد متفاوتی با آنان داشت.

در آن‌زمان، دکتر عبدالله عزام، معتدل‌ترین چهره‌ی سرشناس میان جهادی‌های عرب‌زبان، با استناد به ساختار قبیله‌ای جامعه‌ی افغانی، عواقب آن‌را به زیان جهاد می‌دانست و در انتقاد از علمایی که با این کار موافق بودند می‌گفت بر اساس سنت‌های قبیله‌ای افغانستان، هرگاه زنی از یک قبیله به اسارت و کنیزی گرفته شود، تمام آن قبیله این عمل را توهین و تعرض به حیثیت خود می‌دانند و کسانی که بی‌طرف یا حتی طرفدار مجاهدین هستند نیز به دفاع از حیثیت خود برخواهند خاست. یعنی اصل به کنیزی گرفتن زنان کمونیست‌ها و کسانی که تکفیر شده بودند جایز است، اما باید به دلیل مصالح مقطعی از اقدام به آن منع کرد».

عرب‌های افغان اگرچه در دوره‌ی جهاد موفق نشدند که به این آرزوی‌شان برسند، اما در دوره طالبان در برخی مناطق تجاوز نمودند و دختران مردم را به اسارت بردند.

گزارش‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد کمپ‌های اعضای شبکه‌ی القاعده در جلال‌آباد و پیشاور، مملو از دخترانی بود که به اسارت گرفته بودند.

بنابراین، باید گفت آن‌چه که امروزه در سوریه اتفاق افتاده است، نه امر تازه است و نه هم ریشه‌ی دینی دارد. بل ریشه در سنت تاریخی اعراب داشته و از بقایای دوره‌ی جاهلیت می‌باشد.


نقش سکس در جنگ و صلح اعراب

سکس در میان اعراب یکی از متغیرهای عمده‌ی جنگ و صلح می‌باشد. در تاریخ بسیار دیده شده است که برخی صاحب‌منصبان کشورهای عربی به‌خاطر سکس، اطلاعات محرمانه کشورشان را در اختیار بیگانگان قرار داده‌اند. به‌گونه‌ی نمونه، به رابطه‌ی اعراب و اسرائیل نگاه کنید. گفته می‌شود که زنان یهودی اسرائیلی برای آن‌که بتوانند به اطلاعات محرم کشورهای عربی دسترسی پیدا نمایند، با متنفذین و صاحب‌منصبان کشورهای عربی روابط جنسی برقرار می‌کردند؛ لذت می‌دادند و اطلاعات می‌گرفتند. البته این اطلاعات مهم را نه از طریق معامله‌گری بلکه از راه عشوه‌گری به‌دست می‌آوردند.

خانم «گلدا مایر» که در جهان به‌عنوان مادر اسرائیل شناخته می‌شود و تزیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل، هر دو نفر خودشان اعتراف کرده‌اند که از طریق خودفروشی و تن‌فروشی و سکس با اعراب، اطلاعات می‌گرفتند و اهداف اسرائیل را دنبال می‌کردند.

اگر در مسأله اعراب و اسرائیل، اشتیاق اعراب به سکس، باعث شکست‌شان شد، به‌نظر می‌رسد که در سوریه باعث تقویت روحیه‌یشان‌شده و آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخته است.

گفته می‌شود که همین اکنون تعداد زیادی از دختران تونسی به تبعیت از فتوای یک ملای سلفی، به سوریه رفته و خود را در اختیار تروریستان قرار داده‌اند.

سکس، همه چیز اعراب است. سکس هم آن‌‌ها را به صلح وادار می‌کند و هم به جنگ[۱].


[] يادداشت‌ها

يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی ارسال شده است.


[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- عبدالشهید ثاقب، نقش سکس در جنگ‌های اعراب، خبرگزاری جمهور: يکشنبه ۳۱ سنبله ۱۳۹۲


[] جُستارهای وابسته




[] سرچشمه‌ها

وب‌سایت خبرگزاری جمهور