۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

ابن‌هشام، عبدالملک

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[تاریخ اسلام][مورخان مسلمان]


ابومحمد عبدالملک بن هشام بن أيّوب حميرى (درگذشتۀ ۲۱۳ یا ۲۱۸ هـ.ق)، از ادبا و علماى اخبار و نسب و حديث و مورخ نامدار مسلمان است که از مردم بصره و مقيم مصر بود[۱] و به‌خاطر ویرایشی که روی زندگی‌نامه محمد، پیامبر اسلام، نوشته‌ی ابن اسحاق انجام داده، شهرت دارد.[٢]


[] زندگی‌نامه

ابومحمد عبدالملک بن هشام، در مصر زاده شد.[٣] گفته می‌شود که خانواده او از حمیریه بوده‌اند. اما پیش از تولد ابن هشام از بصره به مصر مهاجرت کرده‌اند.[۴] با این حال، برخی منابع زادگاه او را بصره دانسته‌اند[۵]. زمان تولد او هم به‌درستی مشخص نیست. تنها می‌دانیم در میان کسانی که او مستقیماً از آنان روایت کرده، کسی نیست که پیش از نیمۀ سدۀ ۲ هجری قمری درگذشته باشد و نیز او پیش از مرگ بَکّائی، شاگرد برجستۀ ابن اسحاق (۱۸۳ هـ.ق)، در سنّی بوده است که بتواند متن کامل سیره را از وی اخذ کند.[٦]

از زندگی ابن هشام آگاهی‌های ناچیزی در دست است. نخستین‌بار در سدۀ ششم هجری قمری (سدۀ ۱۲ میلادی) سهیلی[٧] در شرح خود بر سیره و پس از او قفطی[٨] اشاره‌های کوتاهی به زندگی او کرده‌اند. برخی آگاهی‌ها نیز از طریق ذهبی[۹] به‌دست می‌آید. هر چند قدیم‌ترین منبع، ابن هشام را به حمیریان یمن نسبت می‌دهد[۱٠]، اما قفطی[۱۱] این نظر را مبتنی بر حدس و گمان می‌داند و با استناد به گفتۀ تاریخ‌نگار مصری، ابوسعید عبدالرحمن بن یونس، او را ذُهْلی، منسوب به ذهل ابن معاویه بن...، تیره‌ای از کِنده، می‌شمارد[۱٢]. ذهبی[۱٣] ذهلی بودن ابن هشام را صحیح‌تر می‌داند و برخی نیز او را مَعافِری و سَدوسی دانسته‌اند.[۱٢] به‌هر حال دلایل روشنی برای تعیین دقیق نسب او در دست نیست.[۱۴] تنها نکتۀ قابل ذکر این است که نمی‌توان علاقۀ ابن هشام را به حمیریان نادیده گرفت، زیرا او اثری دربارۀ پادشاهان حمیر تألیف کرده و پدر او نیز به تاریخ این قوم علاقه‌مند بوده و ابن هشام چند بار وقایعی را از طریق او در این اثر نقل کرده است.[۱۵]

ابن هشام در زادگاه خود پرورش یافت و از آن‌جا که اکثر رجال سند او در سیره از مردمِ کوفه و بصره‌اند[۱٦]، وی می‌بایست بخش مهمی از زندگی و آموزش‌های خود را در این نواحی گذرانده باشد، چنان‌که بکائی را نیز در میان همین رجال می‌توان دید.[۱٧]

از استادان و رجال حدیث او می‌توان ابوعبیده معمر بن مثنی[۱٨] ابوزید انصاری[۱۹] خلف احمر[٢٠] و هیثم بن عدی[٢۱] را نام برد. همچنین اسد بن موسی اموی را نیز باید از استادان معتبر او به‌شمار آورد، زیرا ابن هشام التیجان را بیش‌تر از طریق وی نقل کرده است.

اگر ابن هشام در بصره به‌دنیا آمده باشد، تاریخ ورود او به مصر معلوم نیست؛ اما مسلم که وی در مصر که آخرین منزل سفرهای علمی او بود[٢٢]، مقیم شد و تا پایان عمر در آن‌جا زیست.[٢٣] ابن هشام می‌بایست پیش از ورود به مصر از بکائی استماع کرده باشد، زیرا وی در مصر سیره را روایت می‌کرد. از گروه بسیاری که در مجلس حدیث ابن هشام حضور می‌یافتند، تنها نام برخی به‌جا مانده است[٢۴] که برجسته‌ترین آنان عبدالرحیم بن برقی راوی سیره در مصر است.[٢۵] به‌هر حال، ابن هشام كه در حدود يك قرن پس از تدوين و جمع‌آورى اخبار مربوط به سيره مى‌زيسته، با أوج قدرت خلفاى عباسى معاصر بوده است.

ابن هشام در ادب و شعر نیز دستی توانا داشت و در این زمینه پیشوای بلامنازع مصر به شمار می‌آمد. شاید به همین سبب بود که هنگام ورود شافعی در ۱۹۸ هجری قمری (۸۱۴ میلادی) به مصر[٢٦]، ابن هشام در دیدار از او درنگ کرد، اما چون یکدیگر را ملاقات کردند، به انشاد شعر برای هم پرداختند و ابن هشام پس از این دیدار شافعی را ستود.[٢٧] توجه ابن هشام را به نسب، ادب، لغت و فصاحت می‌توان در آنچه او از امتیازات شافعی دانسته، ملاحظه کرد.[٢٨] جز لغت آنچه از دانش او در سیره بازتاب یافته، عموماً به احاطۀ وی در نسب‌شناسی و شناخت گویندگان اشعار باز می‌گردد. با اینهمه، به نظر مصححان سیره، وی اشعاری از ابن اسحاق نقل کرده که آشکارا مجعول و سست است و نتوانسته دربارۀ آن‌ها نظری قطعی ابراز کند[٢۹]، گرچه ابن هشام خود به تأکید گفته که از آوردن چنین اشعاری خودداری کرده است.[٣٠] وی بنابر گفتۀ سهیلی[٣۱] در ۲۱۳ هجری قمری درگذشت، اما قفطی و ذهبی[٣٢] نظر سهیلی را مردود دانسته و ۲۱۸ هجری قمری را اختیار کرده‌اند. قمی[٣٣] مرثیۀ ابن نباته در مرگ جمال‌الدین عبداللـه ابن هشام[٣۴] را به خطا رثای شاعر در حق ابن ابی هشام دانسته است.


[] آثار

اگر چه از او کتابی با نام «کتاب التیجان» دربارهٔ جنوب شبه جزیره عربستان در دوران کهن بر جای مانده‌ است، ولی شهرت اصلی او به‌دلیل ویرایشی که روی زندگی‌نامه محمد (سیرت رسول‌الله)، اثر ابن اسحاق انجام داده است. نسخه اصلی اثر ابن اسحاق در دسترس نیست ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته شده توسط ابن هشام و طبری به‌جای مانده‌ است. مقایسه مطالبی که توسط ابن هشام نقل شده و آن‌چه توسط مورخان دیگر نقل شده، نشان می‌دهد که ابن هشام قسمت‌هایی که مستقیماً به زندگی محمد ربط نداشت را حذف کرده؛ برخی از اشعار را تصحیح و برای کلمات و جملات سخت توضیحی فراهم آورده‌ است. این کار او باعث محبوبیت ویرایشش بین دانشمندان مسلمان پس از او شد.

ابن هشام غير از این دو كتاب، تأليفات ديگرى نيز داشته است: يكى از آن‌ها كتابی است در شرح اشعار سيرۀ ابن اسحاق كه غالب مؤلّفان به او نسبت داده‌اند و به‌دست ما نرسيده است.


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]- مهدوی‌، اصغر، «سيرۀ ابن اسحاق در روايت عبدالملك بن هشام»، مقدّمۀ مصحّح کتاب سیرت رسول‌الله، نگاه کنید به همین مآخذ، ج ۱، ص ۴٨.
[٢]- ابن هشام، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٣]- مهدوی‌، اصغر، همان‌جا، ج ۱، ص ۴٨.
[۴]- ابن هشام، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۵]- ابومحمد عبدالملک ابن‌هشام، از ویکی‌فقه، دانشنامۀ حوزوی
[٦]- عبدالملک ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص ۵؛ علی بن یوسف قفطی، انباه الرواة، ج ۲، صص ۲۱۱-۲۱۲؛ و نیز: ابن خلکان، وفیات، ج ۲، ص ۳۲۸.
[٧]- عبدالرحمن سهیلی، الروض الانف، ج ۱، صص ۳۳ و ۴۳
[٨]- علی بن یوسف قفطی، پیشین، ج ۲، صص ۲۱۱-۲۱۲،
[۹]- محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۰، ص ۴۲۹
[۱٠]- عبدالرحمن سهیلی، پیشین، ج ۱، ص ۴۳.
[۱۱]- علی بن یوسف قفطی، پیشین، ج ۲، صص ۲۱۱-۲۱۲
[۱٢]- محمدابوالفضل ابراهیم، حاشیه بر انباه الرواة نگاه ک‌نید به: قفطی، پیشین، ج ۲، ص ۲۱۲.
[۱٣]- محمد بن احمد ذهبی، پیشین، ج ۱۰، ص ۴۲۹.
[۱۴]- عبدالرحمن سهیلی، پیشین، ج ۱، ص ۴۳؛ محمد بن احمد ذهبی، پیشین، ج ۱۰، ص ۴۲۹؛ و نیز: ابوذر بن محمد خشنی، شرح السیره النبویه، ج ۱، ص ۳.
[۱۵]- عبدالملک ابن هشام، التیجان، ج ۱، صص ۱۷۳-۱۷۴، ۲۱۴ و ۲۲۲
[۱٦]- اصغر مهدوی، مقدمه بر خلاصۀ سیرت رسول‌الله، ج ۱، ص ۳۳.
[۱٧]- همان‌جا، ج ۱، صص ۱۴۲-۱۴۴؛ و نیز: ابن خلکان، پیشین، ج ۲، ص ۳۲۸.
[۱٨]- عبدالملک ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص ۴۲، ۴۹ و ۱۹۶
[۱۹]- همان‌جا، ج ۱، صص ۱۳، ۵۷ و ۷۰
[٢٠]- همان‌جا، ج ۱، صص ۹ و ۹۱ و ج ۳، ص ۳۸.
[٢۱]- عبدالملک ابن هشام، التیجان، ج ۱، ص ۲۶۱.
[٢٢]- مصطفی سقا، مقدمه بر السیره النبویه، نگاه ک‌نید به: ابن هشام در همین مآخذ.
[٢٣]- علی بن یوسف قفطی، پیشین، ج ۲، صص ۲۱۱-۲۱۲؛ و محمد بن احمد ذهبی، پیشین، ج ۱۰، ص ۴۲۹.
[٢۴]- قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج ۳، صص ۱۳۴ و ۱۳٦.
[٢۵]- همان‌جا، ج ۳، ص ۸۴؛ محمد ابن خیر، فهرسه، ج ۱، صص ۲۳۳-۲۳۶؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۵۷۴؛ و نیز: محمد بن احمد ذهبی، پیشین، ج ۱۳، ص ۴۸.
[٢٦]- عبدالرحیم اسنوی، طبقات الشافعیه، ج ۱، ص ۱۲؛ و نیز: قاضی عیاض، پیشین، ج ۱، ص ۳۸۲.
[٢٧]- محمد بن احمد ذهبی، پیشین، ج ۱۰، ص ۴۲۹؛ و نیز: ابن کثیر، البدایه، ج ۱۰، ص ۲۹۴.
[٢٨]- قاضی عیاض، پیشین، ج ۱، ص ۳۸۸؛ و نیز: احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، توالی التأسیس، ج ۱، ص ۹٦
[٢۹]- مصطفی سقا، مقدمه بر السیره النبویه، نگاه ک‌نید به: ابن هشام در همین مآخذ، ج ۱، ص «ف - ص».
[٣٠]- عبدالملک ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص ۴.
[٣۱]- عبدالرحمن سهیلی، پیشین، ج ۱، ص ۴۳.
[٣٢]- علی بن یوسف قفطی، پیشین، ج ۲، صص ۲۱۱-۲۱۲؛ و نیز: محمد بن احمد ذهبی، پیشین، ج ۱۰، ص ۴۲۹.
[٣٣]- عباس قمی، الکنی و الالقاب، ج ۱، ص ۴۵۲.
[٣۴]- ابن نباته، محمد بن محمد، دیوان، ج ۱، ص ۴٦٦



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها

عبدالملک ابن هشام، سیرت رسول‌الله، ترجمۀ رفیع‌الدین اسحق بن محمد همدانی، مقدمه و تصحیح: مهدوی‌، اصغر، تهران: شرکت سهامی (خاص) انتشارات خوارزمی، چاپ سوم شهریورماه ۱٣٧٧ خ.
عبدالرحمن سهیلی، الروض الانف، به کوشش عبدالرحمن وکیل، قاهره: چاپ ۱۳۸۷ ق.
علی بن یوسف قفطی، انباه الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: چاپ ۱۳۷۱ ق / ۱۹۵۲ م.
محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت: ۱۴۰۵ ق / ۱۹۸۵ م.
ابوذر بن محمد خشنی، شرح السیره النبویه، قاهره: چاپ ۱۳۲۹ ق.
عبدالملک ابن هشام، السیره النبویه، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره: چاپ ۱۳۵۵ ق / ۱۹۳٦ م.
عبدالملک ابن هشام، التیجان، به کوشش عبدالعزیز مقالح، صنعا: چاپ ۱۹۷۹ م.
اصغر مهدوی، مقدمه بر خلاصۀ سیرت رسول‌الله، تلخیص شرف‌الدین محمد بن عبدالله، تهران: چاپ ۱۳٦۸ خ.
قاضی عیاض، ترتیب المدارک، به کوشش احمد بکیر محمود، بیروت - طرابلس: ۱۳۸۷ ق / ۱۹٦۷ م.
محمد ابن خیر، فهرسه، به کوشش فرانسیسکو کودرا، بغداد: چاپ ۱۹٦۳ م.
عبدالرحیم اسنوی، طبقات الشافعیه، به کوشش عبدالله جبوری، بغداد: چاپ ۱۳۹۰ ق / ۱۹۷۰ م.
احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، توالی التأسیس، به کوشش ابوالفدأ عبدالله قاضی، بیروت: چاپ ۱۴۰۶ ق / ۱۹۸۶ م.
عباس قمی، الکنی و الالقاب، تهران: چاپ ۱۳۹۷ ق.
ابن نباته، محمد بن محمد، دیوان، قاهره: چاپ ۱۳۲۳ ق / ۱۹۰۵ م.



[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]