ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۱۲, یکشنبه

هفت کشور

از: دانشنامه‌ی آریانا

فهرست مندرجات

[جغرافیای تاریخی][سرزمین‌های آریایی]


هفت کشور، هفت بوم و یا هفت اقلیم، اصطلاح جغرافیایی تاریخی است که در آثار کهن آریاییان از آن‌ها سخن رفته است[۱]. آریاییان عهد باستان، چهار سوی جهان (ربع مسکون) را به هفت کشور قسمت کرده بودند[٢]. نام این بوم‌ها و جای‌ آن‌ها، در منابع پهلوی چنین است: «وُروبَرِشْن» (Vorubarst) و «وُروجَرِشن» (Vorugarst) در شمال، «فِرَدَدَفْش» (Fraddafsh) و «ویدَدَفْش» (Vidadafsh) در جنوب، «اَرْزه» (Arzah) در شرق، «سَوَه» (Savah) در غرب و «خوَنیرَث» در میانه.[٣]


[] در کتاب‌های دینی هندیان

در کتاب‌های دینی برهمنان هند، زمین دارای هفت کشور است که به‌نام «سپته دوی‌پا» نامیده شده است[۴]. به‌نظر داراشکوه، «ربع مسکون را حکما هفت قسمت کرده‌اند و «هفت اقلیم» می‌گویند و اهل هند آن‌را «سپتا دویپا» می‌نامند.»[۵] «سپته دوی‌پا» (هفت اقلیم، یا هفت قاره) را چنین می‌شمارند: جامبو، پلاکشا، شالمالی، کوشا، کرائونچا، شاکا و پوشکارا. «جامبو دوی‌پا»، مرکز همه‌ی قاره‌هاست و در میان آن کوهی وجود دارد.[٦]


[] در اوستا و منابع پهلوی

در اوستا، بارها از هفت کشور یاد شده است. در گات‌ها - یسنا ٣٢ قطعۀ ٣ هفت بوم آمده که بعدها واژه‌ی کشور جای بوم را گرفته و در سایر بخش‌های اوستا، اغلب به «هپتو کرشو ِر» اشاره شده است.

در فقرۀ ۹ از تشتر یشت آمده که «ستویس، یکی از فرشتگان و از یاوران تشتر فرشتۀ باران آب‌ها را به هفت کشور روی زمین می‌رساند.» در مهر یشت در دو جا به‌نام‌های هفت کشور اشاره شده است. نخست در فقرۀ ۱۵ و پس از آن در فقرۀ ۱٣۱ و در فقرات ۹-۱۵ رشن یشت و در فرگرد ۱۹، فقرۀ ٣۹ وندیداد و همچنین در کردۀ ۱٠، فقرۀ ۱ ویسپرد از هفت کشور یاد شده است. نام این کشورها چنین است: «اَر ِزَهی» (در پهلوی ارزه) کشوری است که در غرب واقع است؛ سَوهَی (در پهلوی سوه) کشوری است در شرق؛ «فَرَدَذَفشوُ» (در پهلوی فردذفش) کشور جنوب شرقی است، «و ِیدَذَفشو» (در پهلوی ویدذفش) کشور جنوب غربی است؛ و «وَاُورُوبَرشتی» (در پهلوی وَروبرشت) کشور شمال غربی است؛ «وُاُروجَر ِشتی» (در پهلوی وُرُوجرشت) کشور شمال شرقی است و «خونیرَثَ» (در پهلوی خونیرس یا خوانیرس) کشور مرکزی است. در اوستا از کشور خونیرث بیشتر از کشورهای دیگر نام برده شده است، چون خونیرث شریف‌ترین بخش زمین و مسکن آریاییان است.

مفهوم «هفت کشور» در بندهش به شرح زیر ذکر شده است: «گویند در دین که زمین سی‌وسه نوع است. هنگامی که «تیشتر» آن باران ساخت که دریاها از او پدید آمدند، زمین را همه جای نم بگرفت، به هفت پاره بگسست، دارای زیر و زبر و بلندی و نشیب شد. پاره‌ای به اندازه‌ی نیمه‌ای در میان و شش پاره‌ی دیگر پیرامون آن قرار گرفت. آن شش پاره به اندازه‌ی «خونیرس» است، او آن‌ها را کشور نام نهاد، زیرا ایشان را مرز ببود، چنان‌که پاره‌ای را که به ناحیه‌ی خراسان است کشور َ«ارزَه»، پاره‌ای را که به ناحیه‌ی خاوران است کشور «سَوَه»، دو پاره را که به ناحیه نیمروز است کشور «فرَددَفش» و «ویدَدَفش»، دو پاره را که به ناحیه اباختر است کشور «وُروبَرشَن» و «وُروجَرشَن» خوانند. آن را که میان ایشان و به اندازه ایشان است، خونیرس خوانند. از این هفت کشور، همه گونه نیکی در خونیرس بیشتر آفریده شد.»[]


[] در آثار دوره‌ی اسلامی




[] در پژوهش‌های خاورشناسان




[٧]
[٨]
[۹]
[۱٠]
[۱۱]
[۱٢]
[۱٣]
[۱۴]
[۱۵]
[۱٦]
[۱٧]
[۱٨]
[۱۹]
[٢٠]


[] يادداشت‌ها


يادداشت ۱: اين مقاله برای دانش‌نامه‌ی آريانا توسط مهدیزاده کابلی برشتۀ تحرير درآمده است.



[] پيوست‌ها

پيوست ۱:
پيوست ٢:
پيوست ۳:
پيوست ۴:
پيوست ۵:
پيوست ۶:



[] پی‌نوشت‌ها

[۱]-
[٢]-
[٣]-
[۴]-
[۵]-
[٦]-
[٧]-
[٨]-
[۹]-
[۱٠]-
[۱۱]-
[۱٢]-
[۱٣]-
[۱۴]-
[۱۵]-
[۱٦]-
[۱٧]-
[۱٨]-
[۱۹]-
[٢٠]-



[] جُستارهای وابسته







[] سرچشمه‌ها








[] پيوند به بیرون

[۱ ٢ ٣ ۴ ۵ ٦ ٧ ٨ ٩ ۱٠ ۱۱ ۱٢ ۱٣ ۱۴ ۱۵ ۱٦ ۱٧ ۱٨ ۱۹ ٢٠]